امروز با بچه ها بعد از مدرسه ۱۶ نفری رفتیم سینما...و گاااد

چرا انقدر خوش گذشت!؟😭

ساختن خاطراتی که قرار نیست بعد از دبیرستان تکرار بشه دردناکه

وای خیلی معرکه بود،فیلم فسیل رو دیدیم و وقتایی که آهنگ داشت ی قر ریز میومدیم😂...بچه ها هم همخونی میکردن و دست میزدن

ی پسره بود بالاترین ردیف نشسته بود...خدا لعنتمون کنه که بهش خندیدیم😂😭ولی ی جوری می‌خندید انگار داشت میزایید

ی تیکه هم بود کراکتر گفت:من به این پسر دختر نمیدم

یهو از همون ردیف بالا صدا ی پسره اومد :چرا نمیدی!؟(با ریتم آهنگ تصور کنین)

جای متینی واقعا خالی بود..خنده هایش ادمو منفجر می‌کنه😂

جای حوریه هم همینطور،اینطوری مجبور نبودم تنهایی قر بریزم(قر ریز البته وگرنه نشسته که نمیشه😂)

+کلاسمون ده دقیقه زودتر تموم شد و واااای...همه بچه ها تو اون ده دقیقه داشتن مانتو عوض میکردن و آرایش میکردن.دبگه حالا معلوم نیست میخواستن مخ کی رو بزنن.

وقتی هم می‌خواستیم از مدرسه بریم بیرون،مقنعه هامون تا کشیده بودیم جلو صورت هامون معلوم نشه😂

زنگ تعطیلی رو که زدن ما از در خارج شدیم

توی ایستگاه اتوبوس هم دبیر تاریخ رو دیدیم همه استتار کردیم که نشناسه مون😂

و جا داره بگم تو اتوبوس چپیده بودیم.واقعااااا چپیده بودیم🤦🏻‍♀️

خیلی خوش گذشت:) یکی از بهترینننننن خاطرات دبیرستانم بود

با هر کس دیگه میرفتم انقدر بهم خوش نمی‌گذشت.