22:30

بالاخره به ی بن بست هایی خوردم که مجبور شدم به اینجا پناه بیارم

ادامه نوشته

16:16

گر چه ز معصیت تهی نیستم

فاش بگویم عُمَری نیستم

Happy birthday me ღ

23:09

امروز انقدر پرانرژی بودم و از خودم فیلم و عکس گرفتم که هر جور نگاه میکنم میبینم نمیشه اینجا ندارم😂

ادامه نوشته

22:55

...

ادامه نوشته

21:09

امروز با بچه ها بعد از مدرسه ۱۶ نفری رفتیم سینما...و گاااد

چرا انقدر خوش گذشت!؟😭

ساختن خاطراتی که قرار نیست بعد از دبیرستان تکرار بشه دردناکه

وای خیلی معرکه بود،فیلم فسیل رو دیدیم و وقتایی که آهنگ داشت ی قر ریز میومدیم😂...بچه ها هم همخونی میکردن و دست میزدن

ی پسره بود بالاترین ردیف نشسته بود...خدا لعنتمون کنه که بهش خندیدیم😂😭ولی ی جوری می‌خندید انگار داشت میزایید

ی تیکه هم بود کراکتر گفت:من به این پسر دختر نمیدم

یهو از همون ردیف بالا صدا ی پسره اومد :چرا نمیدی!؟(با ریتم آهنگ تصور کنین)

جای متینی واقعا خالی بود..خنده هایش ادمو منفجر می‌کنه😂

جای حوریه هم همینطور،اینطوری مجبور نبودم تنهایی قر بریزم(قر ریز البته وگرنه نشسته که نمیشه😂)

+کلاسمون ده دقیقه زودتر تموم شد و واااای...همه بچه ها تو اون ده دقیقه داشتن مانتو عوض میکردن و آرایش میکردن.دبگه حالا معلوم نیست میخواستن مخ کی رو بزنن.

وقتی هم می‌خواستیم از مدرسه بریم بیرون،مقنعه هامون تا کشیده بودیم جلو صورت هامون معلوم نشه😂

زنگ تعطیلی رو که زدن ما از در خارج شدیم

توی ایستگاه اتوبوس هم دبیر تاریخ رو دیدیم همه استتار کردیم که نشناسه مون😂

و جا داره بگم تو اتوبوس چپیده بودیم.واقعااااا چپیده بودیم🤦🏻‍♀️

خیلی خوش گذشت:) یکی از بهترینننننن خاطرات دبیرستانم بود

با هر کس دیگه میرفتم انقدر بهم خوش نمی‌گذشت.

23:01

+خب...اجرا رو انجام دادم و گس وات!؟عفریته رو به روم نشسته بود🤡

+شعری که مهدیه درباره معلم ها سروده بود...به معنای واقعی کلمه بی نظیر بود.

+دکامین حامله است:)) من عاشق این معلمم....متینی متینی گفتناش وسط برنامه ها😂😭

تازه برگشته بود میگفت نمره ورزش همه تونو صفر میدم اسم منو توی شعر نیاورده بودید

خدایا خوش به حال خانوادش که دارنش:)

+آرونی بعد از دو سال سنش رو گفت و پشمام...طرف ۴۶ سالشه ولی ۲۶ میزنه:))...جدا از پوست و شادابی صورتش،اخلاقیاتش به دختر ۲۶ ساله میخوره

روی یک بادکنک نوشتیم پسر ۱۲ ساله آرونی و روی اون یکی هم نوشتیم دختر ۸ ساله آرونی😂(شوخی)این دوتا رو دادیم دستش...انگار نوزاد گرفته باشه🤦🏻‍♀️

+سر زنگ مقدم صندلی داغ گذاشتیم و این زن مظهر زیبایی باطنی و ظاهریه:)

هر چی از خوبیش بگم من گفتم.

+تمام زنگ ها،معلم ها رو با برف شادی خفه میکردیم و کلا امروز مدرسه پارتی بود...از این کلاس می‌رفتیم اون کلاس چون اونا جشن میگرفتن...اون کلاس میومد سر کلاس ما چون ما جشن داشتیم.

بساط رقص و خنده و سم بازی فراهم بود😂

+سر زنگ اسدی بادکنک دقیقا کنار گوشش ترکید و تقریبا پنج ثانیه بعد جیغ زد و پرید😂این معلم هم برام خیلی عزیزه>>>>>

+امروز موهامو ی مدل خاصی درست کرده بودم و از مقنعه بیرون گذاشته بودم و دوباره شوخی های بچه ها😂

+انرژی فقط یک کلام=متینی علیه السلام

ادامه نوشته

03:13

این کلیپ فاکینگ مزخرف رو ببینید

دیدید!؟

حالا بیاید ادامه ی چیزی براتون تعریف کنم.

ادامه نوشته

21:14

من هنوز تو سال ۱۳۹۸ گیر کردم لطفاً در مورد ۱۴۰۲ بامن حرف نزنید.

ادامه نوشته

19:08

🌺

🫀

Stay in memory ✨

20:51

و همانا خجالت از سر و روی من میبارد

با یکی از بچه های تجربی شوخی داشتیم،چند وقت بود صمیمی شده بودیم.

قبل امتحاناش میومد میگفت اگه دعا کنین خوب بدم یا ازم نپرسه هر چی بخواین بهتون میدم

منم هر دفعه مثل این قلدرای مدرسه میگفتم باید لواشک بدی،میدیدمش میگفتم لواشک ما سرجاش هست یا نه،پیام میدادم ببینم امتحانشو خوب داده یا نه

و امروز یا کلی لواشک اومد سراغم:))

من اینطوری بودم که: زن به جان خودم شوخی میکردم این چه کاریه اخه،چرا منو انقدر صافت میکنیبببی!؟؟

قلبم برای اینا🤍

10:14

❄️🌨️

🌲☃️

Stay in memory

22:33

من این عکسمو خیلی دوست دارم:»

ادامه نوشته

00:00

🌟.Happy new year 🌟

12:27

برفــ بازیــامون وسط شهریـورღ

هیچ وقت برای خوابیدن دیر نیست

به پیشی قول داده بودم خودمو اینطوری تو برف دفن کنم 😂

آسمون زیبا:»

اینم پیشی

بماند به یادگار!؟

23:13

امشب هوس نیو ارمی بودن کردم

به یاد اون زمانا که هیچکدوم از اعضا رو نمیشناختم رفتم تو گوگل سرچ کردم بی تی اس و چرت و پرتی ها و شایعه هایی که برگرفته از توهمات چند تا نیو ارمی بود رو خوندم

خیلی حس عجیب و باحالی داشت و لبخند به لبم آورد.

+ برای اولین بار پسرا به خودشون زحمت دادن و تصمیم گرفتن محبتای منو جبران کنن و برای تولدم کادو گرفتن

حقیقتا انقدررر تو سرشون کوبوندم که من برای تولد فلان سالت انقد پول دادم انقد عطر خریدم انقد کوفت انقد زهر مار...که مجبور شدن برای امسال برام کادو بگیرن

علی ی کلاه بافتنی سفید گرفته که روش نوشته BTS و به ژاکتم خیلی میاد

جدا از اینکه علی از BTS متنفره و اینکار ازش بعیده....موقع خریدش با دوستاش بوده،دوستاش ازش عکس گرفتن و فرستادن تو گروهی که اکیپ شون دارن و در حال مسخره کردن علی اند 😂

حقیقتا دمشون گرم👍🏻😂

❤️ Happy birthday me

23:37

ی چیزی پیدا کردم تو این دنیا...

تو این دنیای تاریک

تو این دنیای پر از سختی

که به پای هیچ کس و هیچ چیز نمیرسه

معرکه و مایه ارامشه

و با هیچ چیز عوضش نمیکنم.

و دلیل خواب راحتم رو به کسی نمیدم.

ادامه نوشته

23:43

چطور میتونی کاری کنی با یه پیام بغض کنم!؟

18:49

حاجی پشمام:)

من باورم نمیشه جانانو دیدم 💔💔

جانان بیا دوباره لپامو بکش بفهمم خواب نیستم 😂

خدایاااا

اگه بگم حتی برای ی لحظه هم نمیتونستم بغلش نکنم دروغ نگفتم

این بهترین شبم بود با وجود استرس فاکیم

و قشنگ ترین جاش هم این بود که تا همدیگرو دیدیم شناختیم همو

بغل کردن جانان >>>>>>>>>هر چیز کوفتی تو این دنیا

17:35

ذوق اینکه قراره کمتر از نیم ساعت دیگه همدیگرو ببینیم>>>>>>>

نه تنها تو اولین دوست مجازیم هستی که قراره ببینمش

بلکه تو اولین کسی هستی که دارم باهاش قرار میزارم

میدونی!؟

تو جانان منی 🧡

23:51

دیشب سر اون همه درس و استرس و بدبختی سر این جمله از خوانساری پاره شدممم 😭😭😭💔

خدا شاهده پنج دقیقه میخندیدم.

دمش گرم

00:50

:" I miss our talk

+ کی باورش میشه که یکسال از این روز گذشته باشه!؟

:))

++تگ پست خیلی جالبه.

هم میخوام فقط بگذره و هم میخوام فقط تو خاطرم بمونه!!

تناقض شخصیتی برای بار n اُم.

20:00

امروز رفتیم پارک قیطریه و اندرزگو...

الله اکبر

ادامه نوشته

14:52

بمونه به یادگار!؟

ادامه نوشته