00:32

مثلا صبح بلند شم ببینم اینا دیگه نیستن:)

18:27


مثلا یک دستی باشد، هروقت میان انگشتانت هوا کشید، تند و سریع میانشان را پر کند!

مثلا… یک کت جادویی باشد، هروقت لرز کردی، روی شانه ات بنشیند و عطرش، عطر خاصی باشد… با یک آپشن اضافه که دست های مردانه ایست که دور شانه هایت می پیچد و تو را میان آن کت بزرگ، بغل می گیرد.

مثلا یک صدایی باشد، وقتی اسمت را لب می زند دلت هری پایین بریزد!

یا مثلا یک آدمی، در یک جای این کره ی خاکی باشد که حواسش، فقط سمت و سوی تو بچرخد…

مثلا یکی از آن هایی که روی جدول هم راه رفتی و وسط باران دیوانگی ات گرفت، مسخره ات نکند و دیوانه ی دیوانگی ات شود!

مثلا یکی که قلبت را با خیال راحت به دستش بدهی و بعد، دلت قرص باشد که امانت دار خوبیست!

مثلا یکی که وقتی با موی خیس می چرخی، دلش بریزد برای سرماخوردنت و چپ چپ نگاهت کند.

خدایا…

یکی از این مثلا ها می شود لطفا؟