22:30

بالاخره به ی بن بست هایی خوردم که مجبور شدم به اینجا پناه بیارم

ادامه نوشته

17:13

آدم وقتی یکی از اطرافیانشو از دست میده تازه احساس می‌کنه داره وارد دنیای بزرگا میشه

مادر همکلاسیم فوت کرده و من هر دفعه وارد گروه میشم مثل دفعه اول متعجب و ناراحت میشم

۱۸ سالگی اینه واقعا؟

15:03

بچه ها من واقعا نمیخوام بزرگ شم

از یه طرف عقربه ساعت رو گرفتم که تکون نخوره و زمان نگذره

از یه طرف دارم روزشماری میکنم دوازدهم تموم بشه

معلوم نیست چی می‌خوام🤡

20:29

گذر زمان واقعا من رو به گریه میندازه

15:45

دیروز روز بدی نبود

سر فلسفه خوندن توی حیاط،به متین خوردم و همون لحظه حوریه:عه الان باید جزوه هاتون بریزه بعد هم شید تا برش دارید بعد سراتون بهم بخوره بعد کیس برید!

گاهی وقتا میمونم که چطوری انقدر خزعبل میگه

بعدم گفت جزوه هاتون نریخت ولی پشماتون چرا 😂

متین هم یکم مسخره بازی دراورد و شوخی کرد و از اینجور کارا

با عدالت هم این‌چند وقت حرف میزنم و خب تقصیر اون نیست،تازگی‌خیلی کم تحمل شدم.اخلاق همه رفته رو مخم.

دیشب هم‌یک خواب فاکینگ ترسناک دیدم و وقتی بیدار شدم حتی مطمئن نبودم که خواب بود یا نه

دیشب با بیبی زبان کار کردم و فکر می‌کنه که امتحانشو خوب داده.به‌هر‌حال.هیچ چیز از ارزش هاش کم‌نمیشه

بیشتر از این نمی نویسم و توضیح نمیدم چون تایپ کردن یا ناخن مصنوعی فاکینگ مزخرفه🤡نمیدونم اینایی که کاشت بلند انجام میدن چطوری زندگی میکنن

برای منی که عادت دارم پوست اطراف ناخنم رو بکنم،کاشت بدترین شکنجه است

ولی طرحش رو خیلی دوست دارم

💅

👠

07:49

خدایا همین یک درسی که ازش خوشم میاد رو خوب بدم ...

19:18

با نام و یاد خدا و ذکر ریدم دهن عفریته روزمو شروع کردم.

واقعا نکشیدن موهاش و نکوبوندن سرش به دیوار وقتی میبینمش کار سختیه

12:27

از عفریته عنمه

پارت n ام:

18:44

کاش مامان انقدر خاستگارا رو جدی نگیره

بابا من به هیچ جام نیست زن،بفهم!!

00:32

کاش خدا به خانواده های مذهبی دختر نمی داد.

01:14

کاش تکلیفمو با خودم و گرایشم مشخص کنم

ادامه نوشته

03:13

این کلیپ فاکینگ مزخرف رو ببینید

دیدید!؟

حالا بیاید ادامه ی چیزی براتون تعریف کنم.

ادامه نوشته

21:39

واقعا نمیدونم چطوری باید از اهنگای وانتونز بکشم بیرون

واقعااا معتادشون شدم...

مخصوصا «ی بارم من»اونجایی که میگه اوکی من بعد تو خوب

یا «کاش بودی» اونجایی که میگه نمیبینی دوستت دارم کوری حتما:)

یا «نداره فرق»اونجایی که میگه روزای خوب برا تو،روزای بد برا من

یا «پس من چی بیبی» که همشششش شاهکاره و بار اول که گوشش دادم پشمام ریخته بود که وااای چقدر منه...این آهنگ منو به سمت خاطره هایی می‌بره که حتی وجود ندارن...همیشه گفتم و بازم میگم.این آهنگ خیلی خطرناکه

« اراده کن»رو هم که نگووو با اون میتونم بمیرم:)

«اکستاسی»باعث میشه بخوام گریه کنم و خودمو لعنت کنم که نمیتونم خودمو با این آهنگ خفه کنم.

خلاصه پست!؟

آهنگای وانتونز>>>>>>>

16:38

فلسفه پریود و درک نمیکنم

مثل ی جنازه میوفتی رو تخت و دقیقه ای ی لیتر ازت خون میره و تنها کاری که میتونی بکنی بی حرکت بودنه و هیچ کسی هم نمیتونه برات کاری بکنه.

الان از پیلاتس اومدم و همه بچه ها طبقه بالا جمع شدن و صدای خنده شون میاد و من از شدت خونریزی نمیتونم از تخت بلند شم و بدنم سرد شده و فاک...آخرشم تو تنهایی وقتی پریودم میمیرم مطمئنم

تازه این پروسه فاکینگ هفت روز طول میکشه

+خب ریدم تو این شانس

کادو هم کنکل شد

کارتمو یادم نبود ببرم

14:47

میدونم ب خاطر پریود مسخره فاکینگ درد داری

ولی اگه بری پیلاتس هم یذره بهتر میشی هم برگشتنه برات کادو میخرم

باشه!؟

محض رضای خدااااا همینننن ی کارو نصفه ول نکن بیانکااا فقطططط همین ی کارو ازت میخوام

08:58

امروز آزمون فلسفه داشتم

برسم خونه میشینم دوباره میخونمش واسه تجدید

معلمه معلم نیست اگه نندازتم.

امروز استاد ورمز داشت میگفت خیلی خیلی دختر با استعدادی هستی.

کاش یکم،فقط یکم ادم شم و از این استعداد کوفتی استفاده کنم.

21:34

از اونجایی که در آستانه کور شدن هستم و خب فاک به این زندگی

با اینکه لنزمو عوض کردم و عفونت چشمم برطرف شد ولی احساس میکنم چشمام ضعیف تر شده و سردردم هم موقع کار کردن با گوشی و لب تاپ این موضوع رو تایید میکنه

پس تصمیم گرفتم کمتر بشینم پای این بی صاحاب

چون حداقل تا فاکینگ یک سال دیگه لازمشون دارم.

14:42

اومدم برای ولنتاین از اینا بخرم

دیدم تو کپشن نوشته: با احترام 530 تومان

داداش تو اصلا احترام حالیته!؟

نه جدا میگم،530 تومن!؟

کم نباشه ی وقت.

23:00

الان سریال مای نیم رو تموم کردم و اینجوری ام که: داداش باوررر کن فاکینگگگگ اتفاقی نمی افتاد اگه خوب تمومش میکردی

یعنی چی!؟

تا ده دقیقه آخر قسمت آخر سریال قشنگ بود و اون ده دقیقه آخر مزخرف ترین سکانسی بود که دیده بودم

چه لزومی داشت یهو ی موتوری بیاد تیر بزنه به مغز پسره که درجا بمیره!؟

اوکی اوکی میگیم این تیر زدن واجب بود تا دختره نظرشو عوض کنه و بره طرفو بکشه به جای اینکه به قانون واگذارش کنه

ولی داداااااش

فیلم نامه نویس عزیززززز

تیرو میزدی به قفسه سینه ای دستی پایی که پسره بره بیمارستان و بعد از ی عمل سخت زنده بیاد بیرون و حداقل اون دختر بدبخت رنگ خوشی رو ببینه

مغز!؟

داداش چه اصراری داری گند بزنی به فیلم سنسننسنسننسنسنسن

سر اسنودراپ کم افسردگی نکشیدم که حالا سر اینم عزا بگیرم!؟

هولی شت

13:14

ی روز این جسم زیر سلطه این مغز جون میده.

داره ازش خون میچکه

زن آخه تو با این شصت بدبخت چیکار داری!؟

بیا ناخونتو بکن اصن

انگشتتو یهو قطع کن

آفرین

01:17

خستم.

باید خیلی عمیق بخوابم!

10:26

فردا گزینه دو داریم

آخرین باری که کنکور دادم سال پیش بود که ماجراشو نوشته بودم...هر چند اون موقع کنکور قلمچی بود.

08:22

اون موقع حدیث کمکم کرد تست ها رو بزنم.

الان حتی کوچک ترین تمرکزی هم روش نمیکنم.

گاهی یادش میوفتم و میگم:نه بابا...چه تلخ تموم شد!!

و باید اونجا باشید تا متوجه اون لحن پرررر از تعجبم بشید

انگار هنوز تو شک ام.

لعنت به من که دیشب تا ساعت ۳:۳۰ بیدار بودم ولی درس نخوندم 💔

نسنسننسنسنسننسننسن

خدایااا...

ی برنامه برای ادامه مطلب میزارم.

باشد تا بهش عمل کنم

++Don't worry

Just believe your self

You are the best ✨

ادامه نوشته

00:09

بابایی که بدون من داره می‌ره آنتالیا💔

از امتحانا و مشاور و هر کسی که اجازه مسافرت به ی دانش آموز بدبخت نمیده بدم میاد

19:30

+چی باعث شده انقدر خسته بشی!؟

_خدایی که نیست.

18:32

.

ادامه نوشته